⚡️ سریالهای رمضان ۲۰۲۶ جهان عرب؛ صحنه نبرد جریانهای فکری (4)
⚡️ سریالهای رمضان ۲۰۲۶ جهان عرب؛ صحنه نبرد جریانهای فکری (4)
درباره مسلسل رمضانی «رأس الافعی»؛ بازنویسی خونین تاریخ اخوان المسلمین برای نسل های آینده
✍به قلم: سید علی بطحائی
در میان انبوه سریالهای رمضانی ۲۰۲۶ مصر، یک اثر بیش از همه خبرساز شده و توجهات را به خود جلب کرده است: «رأس الافعی» (سر افعی). این سریال که توسط شرکت «المتحدة للخدمات الإعلامیه» تولید شده، در نگاه اول یک اثر پلیسی معمولی به نظر میرسد، اما با گذشت ده قسمت از پخش آن، مشخص شد که با یک پروژه جنگی در جریان شناسی و امنیتی چند لایه ای روبرو هستیم. ساخت این سریال در برهه کنونی پاسخی است به نیاز دولت سکولار مصر برای ثبت قدرت خود و مستندسازی مخالفت هایش با اخوانالمسلمین تا از این رهیافت حکمرانیش را در حافظه تاریخی نسل جدید رنگ و لعاب دهد. این یادداشت به بررسی ابعاد مختلف این سریال، داستان آن تا قسمت دهم، دلایل اهمیتش، واکنشهای طیفهای مختلف و تأثیرات آن بر سرنوشت اخوانالمسلمین در جامعه مصر میپردازد. این سریال را می توان در سر حلقه تقابل «اسلام سیاسی» با «اسلام سکولار» در رمضان 2026 تحلیل کرد.
یکم: سریال «رأس الافعی» به کارگردانی محمد بکیر و نویسندگی هانی سرحان، با بازی امیر کراره (بازیگر مطرح سینمای مصر) و جمعی از ستارگان دیگر ساخته شده است. بنا به ادعای کارگردان فیلمنامه سریال که در سی قسمت تولید شده، به ژانر درامهای تشویقی و مستند تعلق دارد و بر اساس وقایع واقعی و مستندات تاریخی شکل گرفته است. محوریت داستان، تعقیب و دستگیری نهمین مرشد عام جماعت اخوانالمسلمین به نام محمود عزت (معروف به رأس الافعی که در این سریال با عنوان خطرناکترین عنصر) توسط سازمان امنیت ملی مصر است. محمود عزت که به عنوان «عقل پنهان و صندوق اسرار اخوان» و مسئول شاخه نظامی و امنیتی اخوان شناخته میشود، پس از سرنگونی حکومت اخوان در ژوئن ۲۰۱۳، به مدت هقت سال مخفیانه زندگی میکرد و از زیرزمینها، گروه را رهبری مینمود. تا قسمت دهم سناریوی سریال به چند دوره تاریخی مهم میپردازد. قسمتهای اول با تمرکز بر تحولات پس از ۳۰ ژوئن ۲۰۱۳ (سرنگونی محمد مرسی) و پراکندهشدن اعتصابهای «رابعه العدویه» و «النهضه» آغاز میشود. سریال نشان میدهد که چگونه اخوان از همان لحظات اول، نقشههای تروریستی خود برای مقابله با دولت جدید را طراحی کرد. گزافه نیست اگر ادعا کنیم که یکی از جذابترین بخشهای سریال تا قسمت دهم در چهارمین قسمت و پرداختن به دیدار محمود عزت با سید قطب (تئوریسین معروف اخوان و معروف به آموزگار تکفیر) در دهه ۱۹۶۰ است. در قسمت چهارم یک فلش بک تاریخی و دیدار «محمود عزت» با «سید قطب» نشان داده شد. در این مواجهه، عزت، قطب را از دستگیری اعضای گروه مطلع میکند، که قطب با آرامش و قاطعیت به آن پاسخ میدهد و تأکید میکند که «بیعدالتی» سوخت واقعی برای کاشت ایدهها در ذهن جوانان در طول نسلها است. این صحنه، رویارویی تاریخی را آشکار می کند که زمانی که قطب قبل از اعدام، وصیتنامهاش را به عزت داد و گفت: «میراثی بزرگتر از یک وصیتنامه برای تو به جا خواهم گذاشت... ایدهها و دیدگاه من باید ادامه یابد و اخوان المسلمین نباید به هر قیمتی از بین برود.» اینجا سنازیو نویس فیلم با نشان دادن تصویری خونین و رویکرد محمود عزت را در پیگیریهای فعلیاش با امنیت ملی دولت سکولار مصر توضیح میدهد. در صخنههای بعدی، طرح ترور جمال عبدالناضر، تخریب پلهای قاهره، منفجر کردن تأسیشات برق و... به تصویر کشیده میشود که نشان میدهد ریشه خشونتهای امروز اخوان به دههها قبل بازمیگردد. در ادامه، سریال به طور مشخص به نقش محمود عزت در هدایت عملیاتهای تروریستی پس از ۲۰۱۳ میپردازد: تشکیل «کمیتههای ویژه» برای ترور شخصیتهای دولتی، قاچاق ارز به خارج برای ایجاد بحران اقتصادی، برنامهریزی برای انفجار در متروی قاهره (ایستگاه عرابی) و تلاش برای فرار عناصر تروریست از کشور با هواپیما. همچنین نحوه فرار و مخفیشدن هوشمندانه عزت و تلاش بیوقفه سازمان امنیت برای ردیابی او به تصویر کشیده شده است.
دوم: کارشناسان مصری بر این باورند که سریالهایی مانند «رأس الافعی» به عنوان «اسلحهای نرم و استراتژیک در مقابله با جنگ شناختی و تلاش برای تحریف تاریخ» عمل میکنند. منیر ادیب، پژوهشگر جنبشهای افراطی، معتقد است یک قسمت از این سریال تأثیر بیشتری از صدها سخنرانی سیاسی و کتاب تخصصی در افشای چهره واقعی اخوان دارد. این سریال به عنوان یک «سند تصویری» زنده عمل میکند تا دوره سرنوشتسازی از تاریخ معاصر مصر را برای نسلی که آن روزها را تجربه نکرده، روایت کند. منتقدان تأکید دارند که این اثر صرفاً به سرگرمی نمیپردازد، بلکه به یک «توثیق ملی» تبدیل شده است. دلپل سرمایهگذاری عظیم شرکت «المتحده» (که وابسته به دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی مصر است) بر روی این پروژه، دقیقاً همین کارکرد راهبردی آن است. دستورالعملهای پخش شده برای پوشش رسانهای این شریال نشان میدهد که دولت مصر از آن به عنوان بخشی از پروژهای کلان برای خنثیسازی روایتهای جعلی اخوان و تقویت روحیه ملی استفاده میکند. هدف این است که مخاطب مصری با دیدن این تصاویر، به این باور برسد که وطن توسط دستگاههای امنیتی متخصص و فداکار محافظت میشود.
سوم: بدیهی است که پخش چنین سریالی با واکنشهای تند و گستردهای از سوی طیفهای مختلف، بهویژه هواداران اخوانالمسلمین، روبرو شده است. شبکههای وابسته به اخوان مانند «رصد» و صفحات نزدیک به آنان در فضای مجازی، بلافاصله پس از پخش سریال، کارزار رسانهای گستردهای را علیه آن به راه انداختند. نکات اصلی که آنها بر آن تمرکز کردند عبارتند از: هواداران اخوان تلاش کردند با بزرگنمایی برخی جزئیات کوچک (مثلاً سن کم محمود عزت در ماجرای ۱۹۶۵) کل سریال را غیرواقعی و دروغین جلوه دهند. آنها ادعا میکنند سریال میخواهد بگوید محمود عزت در کودکی در توطئه ترور عبدالناصر نقش داشته، در حالی که منتقدان رسمی مصر پاسخ دادند که سریال هرگز چنین ادعایی نکرده و فقط به دنبال نشان دادن تداوم خط فکری خشونت از آن دوران تا امروز است. یکی از کاربران طرفدار اخوان در واکنشی جالب نوشت: «اگر هدف سریال معرفی محمود عزت به مردم بود، باید بگوییم موفق شده! قبل از این سریال، مردم نمیدانستند محمود عزت کیست، اما حالا به دنبال او گشته و عاشقش شدهاند!» این اظهارات نشان میدهد که چگونه طیف اخوان سعی میکند از شکست خود یک پیروزی رسانهای بسازد . واکنش منتقدان مستقل و جریانهای مخالف دولت: برخی صفحات منتقد دولت نیز به شیوه تولید و ترویج این سریال حمله کردهاند. آنها معتقدند شرکت «المتحده» با ارسال دستورالعملهای یکسان به رسانهها برای پوشش خبری سریال (با الفاظی چون «ضربه قاصده»، «خنثیسازی نقشه تروریستی» و...) در حال تحمیل یک «ذهنیت امنیتی» به جامعه و عمقبحشی به شکافهای اجتماعی است. به زعم آنها، این سریال با وجود جذابیتهای ظاهری، از عمق انسانی و هنری لازم برخوردار نیست و صرفاً به توجیه عملکرد دستگاههای امنیتی میپردازد .
چهارم: مهمترین نقطه فوت سریال، تکیه آن بر اسناد رسمی، تحقیقات قضایی و احکام قطعی دادگاهها علیه اعضای اخوان است. این مسئله به اثر، اعتبار و باورپذیری بالایی بخشیده است. منتقدان از بازی احمد غزی در نقش یک افسر امنیت ملی و همچنین بازی امیر کراره که سابقه درخشانی در نقشهای وطنی (مثل سریال «الاختیار») دارد، تمجید کردهاند. به گفته آنها، انتخاب دقیق بازیگران برای «جاینشینی» درست در نقشها، تأثیرگذاری کار را دوچندان کرده است. سریال توانسته تعادلی میان صحنههای تعقیب و گریز مهیج و لحظات انسانی و اجتماعی مرتبط با خانوادهها برقرار کند. منتقدان معتقدند کار با وجود تلاش برای واقعگرایی، به شدت یکبعدی است و صرفاً به «تمجید» از دستگاه امنیتی میپردازد، بدون اینکه به تحلیل ریشههای اجتماعی و سیاسی پدیده تروریسم بپردازد.برخی معتقدند این سریال بیش از آنکه یک اثر هنری باشد، یک «بیانیه سیاسی» است و به جای ایجاد پرسش، صرفاً به ارائه پاسخهای از پیش تعیینشده میپردازد.
پنجم: چرا سریالی درباره یک رهبر بازداشتشده، اینقدر برای السیسی و دولت مصر مهم است؟ پاسخ در «احیای حافظه تاریخی» نهفته است. اخوانالمسلمین تلاش میکند خود را به عنوان یک جنبش مذهبی صلحطلب و قربانی کودتا معرفی کند. سریال «رأس الافعی» بر خلاف این برداشت می کوشد تا با افشای لایههای پنهان و تروریستی این گروه، به طور سیستماتیک در حال نابود کردن سرمایه اجتماعی و نمادین آنها در جامعه مصر است. دولت السیسی به خوبی میداند که خطر اخوان تنها در هستههای عملیاتی آن خلاصه نمیشود، بلکه در «روایت» و «تاریخسازی» آنها برای نسلهای آینده است. اگر این روایت توسط آثاری مانند «رأس الافعی» خنثی شود، اخوان برای همیشه به یک «گروهک منفور تاریخی» در ذهن جامعه مصر تبدیل خواهد شد. این همان هراسی است که رهبران اخوان از آن دارند و این همان اطمینانی است که السیسی به دنبال تثبیت آن در جامعه است .
النهایه: سریال «رأس الافعی» ۲۰۲۶ فراتر از یک سرگرمی ساده رمضانی، یک پروژه عظیم فرهنگی-امنیتی برای حذف جریان اخوانالمسلمین در حافظه تاریخی مصر است. این سریال با روایت مستند و پرکشش خود از تعقیب محمود عزت، تاکنون توانسته است توجه طیف وسیعی از مخاطبان را جلب کرده و همزمان، خشم و بیاعتباری هواداران اخوان را برانگیزد. هرچند منتقدانی به رویکرد یکچانبه آن ایراد میگیرند، اما شواهد نشان میدهد که این اثر در دستیابی به هدف اصلی خود یعنی «ایجاد آگاهی عمومی نسبت به چهره سکولار پسند از اخوان» موفق بوده است. در نهایت، «رأس الافعی» را میتوان گام بلند سکولاریسم در مسیر «تاریخنگاری تصویری» دوران معاصر مصر دانست.